تقسیمات کشوری

شهرستان لنجان شامل هشت شهر، دو بخش و بیش از سی روستا می‌باشد.
بخش مرکزی شهرستان لنجان

'''اُشیان'''(به انگلیسی: osheyan):این بخش به نام سر بلوک لنجان معروف است وتقریبا قبل از سال۵۴ کلیه روستاها از جمله خود زرین شهر (قبلاً ریز می‌گفتند) جز این بخش بوده وهم اکنون دارای ۲۲۰۰نفرجمعیت است. شغل اکثر مردم آزاد وتعداد کارمند دولتی انگشت شمارند.





دهستان خرم‌رود



شهرها

زرین شهر
چمگردان
زاینده رود
سده لنجان
ورنامخواست
بخش باغ بهادران
قلعه قاسم




دهستان

دهستان چم رود
دهستان زیرکوه
دهستان چم کوه

شهرها:

باغ بهادران



چرمهین

روستاهای بخش باغبهادران شورجه - چم آسمان - چم پیر - مورکان - همام - کرچگان-کته شور - دورک - صادق آباد -برنجگان - خشوئیه - آیدوغمیش - زرد خشوئیه - حاج الوان - قلعه ترکی - پرکستان - چم علیشاه - چم کهریز - چم نور (چم گاو) - چم طاق - چم حیدر - چم یوسفعلی - کچوئیه- زمان آباد - هاردنگ - لای بید - حاجت آقا- قلعه آقا - کلیشاد رخ - رکن آباد - جعفرآباد - قلعه سنگی درطرح جدید منطقه‌ای کردن لنجان به سبک زیر است

زرین شهر (منطقه مرکزی۱لنجان)
فولادشهر (منطقه۲لنجان)
ورنامخواست (منطقه۳لنجان)
چمگردان (منطقه۴لنجان)
سده (منطقه۵لنجان)
زاینده رود (منطقه۶ لنجان)
باغ بهادران (منطقه۷لنجان)
چرمهین (منطقه۸لنجان)

شهرستان لنجان در سالهای پیش از ۱۳۵۵ ه. ش به لنجانات معروف بود. لنجانات شامل شهرستان‌های فلاورجان و مبارکه کنونی و بخشی از خمینی شهر فعلی بوده‌است؛ که در سالی ۱۳۵۵ بخش فلاورجان و سال ۱۳۶۹ نیز بخش مبارکه از آن جدا و به شهرستان تبدیل شدند. درحال حاضر شهرستان لنجان دارای هشت شهر و دو بخش و پنج دهستان است. بخشها شامل دو بخش مرکزی و باغ بهادران. بخش مرکزی شامل دهستان های اشیان و خرم رود و بخش باغ بهادران شامل دهستان های چم رود و چم کوه و زیر کوه می‌باشد. شهرها شامل: زرین شهر، فولادشهر، چمگردان، سده، ورنامخواست، چرمهین، باغ بهادران و زاینده رود (شهر) است.




جغرافیای طبیعی

شهرستان لنجان با وسعت ۵/۱۱۷۲ کیلومتر مربع در فاصله ۳۵ کیلومتری جنوب غربی اصفهان قرار گرفته‌است. ارتفاع نسبی ان از سطح دریا ۲۲۷۰ متر است و دارای آب و هوایی متغیر که همواره تحت تأثیر ناحیه نیمه خشک مرکزی و نیمه مرطب چهارمحال و بختیاری قرار می‌گیرد. ارتفاعات آن شامل کوههای گاوپیسه از رشته کوه های مرکزی که در شمال شهرستان واقع شده‌اند و کوه های بیدکان و کوهستان «رخ» در غرب آن می‌باشند. لازم به ذکر است که خط مرزی این شهرستان با استان چهارمحال و بختیاری از میان کوهستان «رخ» عبور می‌کند.




جغرافیای اقتصادی

لنجان محل بزرگترین کارخانه‌های کشور است. تأسیسات عظیم ذوب آهن و کارخانه‌ها و شرکت های اقماری عظیم آن و نیز کارخانه‌های صنایع دفاع در محدوده این شهرستان و تعداد زیادی از صنایع و کارخانه‌های کوچک و بزرگ به این منطقه بافت صنعتی بخشیده که بر رونق و آبادانی منطقه نیز افزوده شده‌است؛ همچنین صنایع دفاع نیز در محدوده شهر زرین شهر قرار گرفته که در نوع خود در کشور بی نظیر است.




کشاورزی

لنجان از لحاظ کشاورزی مهم ترین تولید کننده برنج در استان به شمار می‌آید.(نگا:برنج لنجان) برنج این منطقه از نوع صدری اما بسیار خوش بو و خوش طعم است؛ چنانچه عطر برنج لنجان را در هیچ نقطه‌ای از جهان نمی‌توان یافت. به همین خاطر در سطح استان هوا خواه بسیار دارد و کلیه تولیدات آن در همین استان مصرف شده و امکان صادر شدن نمی‌یابد. سایر محصولات این منطقه، گندم، چغندر قند، صیفی جات و اقسام میوه‌های سردرختی است.

لنجان از واژه «لنج» به معنی بیشه زار و سبزه زار گرفته شده‌است.




آموزش عالی

این شهرستان دارای ۹ دانشگاه‌است:

دانشگاه آزاد اسلامی واحدلنجان
دانشگاه پیام نور زرین شهر
مرکز آموزش علمی کاربردی زرین شهر
دانشگاه غیرانتفاعی صنعتی فولاد
دانشگاه غیر انتفاعی امین فولادشهر
دانشگاه غیر انتفاعی فرزانگان
دانشگاه پیام نور زاینده رود
دانشگاه پیام نور باغبهادران
مرکز علمی کاربردی صنایع دفاعی زرین شهر

دانشگاه صنایع و معادن لنجان (در حال تاسیس)




صنایع

کارخانه ذوب آهن از بزرگ‌ترین صنایع این شهرستان است. کارخانه صنایع دفاع، مجتمع فولاد مبارکه، کارخانه نوید منگنز، کارخانه سیمان سپاهان دیزیچه و زرین خودرو از جمله صنایع این منطقه‌اند.

دردهه‌های اخیر با توجه به احداث صنایع عظیم دراین شهرستان وکشاورز و دامدار بودن مردم بومی منطقه بسیاری از نیرو های فنی از سایر نقاط کشور خصوصاً خوزستان و چهارمحال بختیاری با توجه به اشتغال فنی قبلی در صنایع فولاد و نورد خوزستان، نفت، گاز و پتروشیمی و نیروگاهی دراین شهرستان ساکن شده‌اند.





صنایع دستی

شهرستان لنجان همانند دیگر شهرستانهای استان اصفهان از قابلیت‌های بالقوه صنایع دستی در شهرستان برخوردار است.

در سالهای اخیر امر آموزش به علاقه‌مندان باعث گرایش جوانان خصوصاً بانوان علاقه‌مند به این رشته از صنایع گردیده‌است. در این زمینه کانون فرهنگی بانوان شهرستان امر آموزش رشته‌های مختلف صنایع دستی را بر عهده دارد؛

چنانچه در سال ۱۳۸۹ تعداد نفرات آموزش دیده ۹۰ نفر بوده‌است.

صنایع دستی که شرح آن ذیلاً آمده‌است از جمله رشته‌هایی است که در این شهرستان به علاقه‌مندان آموزش داده می‌شود:

-منبت و معرق روی چوب

-نقاشی روی ظروف مینایی

-گلیم بافی

-دوخت چرم- رودوزی سنتی (سرمه دوزی) و روبان دوزی

-سفال گری مقدماتی و پیشرفته

-چاپ قلمکار

-طراحی و نقاشی رنگ روغن و آبرنگ

-قلمزنی

-قالی بافی




تاریخ

بیشتر مکتوبات تاریخی لنجان به زمانصفویه و اشغال توسط افغان ها منتهی می‌شود. هرچند نهایتاً با شکست افغان ها توسط علیمردان خان بختیاری افغان ها ازاصفهان و لنجان رانده شدند. امالنجان تامدتها رونق قبلی را بازنیافت. تازمان مشروطه که یکی از پایگاههای مجاهدین برای فتح تهران و اصفهان شد وبا وزارت صمصام السطنه بختیاری و حکومت بر اصفهان رفته رفته دوباره لنجان رو به عمران گذاشت. در سال ۱۰۰۰ ه. ق، شاه عباس، اصفهان را به عنوان مرکز سیاسی ایران برگزید و پایتخت را از قزوین به اصفهان منتقل کرد. این زمان آغاز رونق و شکوفایی اصفهان بود و لنجان نیز از این رونق و شکوه بهره فراوانی برد، زیرا که این منطقه سرسبز و حاصلخیز با اصفهان فاصله چندانی نداشت و بسیار زود بیشه زارها، تفرج گاه ها و شکارگاه های سرسبز آن مورد توجه شاه قرارگرفت.

در دورهشاه سلطان حسین لنجان به تبع اصفهان روزگاری سخت را سپری کرد. در عهدافشاریان و زمانه زندیان لنجان معبر آمد و شد دسته‌ها و طایفه‌هایی بود که یا به اصفهان می‌آمدند یا از آن می‌گریختند. در عهد قاجار، لنجان یا در تملک شاهزادگان قاجار قرار داشت یا تیولی بود که به وابستگان دربار مسعود میرزا بخشیده می‌شد. در دوره پر آشوب انقلاب مشروطه و استبداد صغیر، لنجان گذرگاه خان و قشون خوانین بختیاری بود.




مسجد جامع زرین شهر

از معدود بناهایی تاریخی شهرستان لنجان است که قدمت آن مربوط به اوایل دوران قاجار است. دارای یک شبستان اصلی و تعدادی طاقنما در محوطه حیاط با تزئنیات آجرکاری خفته –راسته و آجرکاری معقلی و کاشیکاری است. شبستان جبههٔ شمالی آن الحاقی است که در دهه‌های اخیر ساخته شده‌است.




پل کله

قدمت پل مربوط به اواخر دوران صفوی است که در حال حاضر به علت عدم توجه به فرسودگی‌های نما و اجرای ساخت و سازهای غیر اصولی در معرض خطر است. قلعه چهاربرج: بنای زیبایی است بر فراز بلندی تپه که در شهرزرین، شهر از شهرستان لنجان واقع شده‌است. قدمت آن اواخر صفوی و اوایل قاجار است. دارای چهار برج دیده بانی است




کبوترخانه

کبوترخانههای زیبایی در اقصی نقاط شهرستان لنجان با زیبایی‌های خاص خود وجود دارند که دیدن آنها خارج از لطف نیست. در کرچگان برج کبوتر ۲۰۰ ساله موجود است که گذشته ازآن به عنوان مکانی برای دیده بانی استفاده می شده است.




قلعه کافر

در مسیر زرین شهر به باغبهادران قلعه خشتی زیبایی وجود دارد که قدمت آن مربوط به اواخر دوره قاجار است.




آبشار شاه لولاک

در فاصله پنج کیلومتری چرمهین، در دامنه کوه رخ (از رشته کوه‌هایزاگرس)، آبشار زیبای شاه لورا=(شالورا) از ارتفاع کوه بر دامنه آن فرو می‌ریزد و در بهار و تابستان پذیرای مردم زنده دلی است که به دامن طبیعت می‌روند. این آبشار دائمی است و بسته به میزان آبسالی یا خشکسالی میزان آب آن متغیر است. در سالهای پرباران آبشار خروشان تر و بزرگتری به نام هولوکی در کنار آبشار شاه لولاک معمولاً در فصل بهار جریان می‌یابد.




کشاورزی

با توجه به وجود شالیزارهای بسیار این شهرستان یکی از بهترین محصولات برنج ایران را تولید می‌کند. همچنین در بخش باغ‌بهادران از محصولاتی نظیر گردو، بادام و غیره نیز می‌توان نام برد.




مراکز گردشگری

امامزاده سید ابراهیم ورنامخواست
پارک ملت ورنامخواست در مجاورت امامزاده
امامزاده باباسبز روستای اُشیان
امامزاده سید هادی محمد روستای هاردنگ
کنار رودخانه زاینده رود (معروف به سر سنگ) روستای اُشیان
پارک ساحلی شهر سده لنجان
پارک ساحلی شهرچمگُردان
پارک ساحلی زرین شهر
مسجد رحیم خان (جامع) زرین شهر
مناظر بسیار زیبای حاشیه زاینده رود
آبشار شاه‌لولاک در نزدیکی شهر چرمهین
مجموعه باستانی کوه قلعه بزی
برجهای کبوترخانه زرین شهر و ورنامخواست
زیارتگاه بابا شیخ علی شهر زاینده رود
امامزاده شاهزاده ابراهیم (ع) شهر باغبهادران
مجموعه چهاربرج باغبهادران
پیر چنارروستای خشوئیه




گردنه رخ

این گردنه که در مسیرارتباطی دو استان اصفهان و چهارمحال بختیاری و نیز مرز دو استان و آخرین منطقه سمت غرب استان اصفهان می‌باشد،

گردنه با پیچ و خم‌های تند از سطح زمین تا بالاترین نقطه «کوه رخ»کشیده شده که در هر پیچ آن منظره‌ای بدیع از شهرستان لنجان دیده می‌شود.




دهکده ساحلی زاینده رود

این منطقه یکی از مراکز مهم ییلاقی اصفهان محسوب می‌شود. رودخانه زاینده رود، با جلوه‌ای رویا گون از میان بیشه‌ها و باغ‌ها می‌گذرد و قل قل آب و آواز پرندگان در لابلای شاخسار بیشه‌ها و وزش باد درشاخ و برگ درختان آن، از زیباترین موسیقی‌هایی است که می‌توان شنید. دو سوی رودخانه پوشیده ازدرخت و سبزه زار است و با آب و هوایی دلپذیر و خنک روح را تسکین می‌دهد. هر نقطه این ناحیه تفرجگاهی زیباست، کوه، آب زلال رودخانه و بیشه و درخت و باغ وسبزه زار، به باغبادران و روستاها و چمهای اطراف آن زیبایی خیره کننده‌ای بخشیده‌است.




سایر جاذبه‌ها

پارک ساحلی زاینده رود در زرین شهر
ویلاهای ساحلی باغ بهادران
چشم انداز گردنه رخ
مجموعه تفریحی و قایقرانی ذوب آهن
منطقه گردشگری سعید آباد
منطقه گردشگری باغ بهادران
منطقه گردشگری برنجکان
بافت تاریخی و دیدنی روستای خشوئیه


پارک شهرستان زرین شهر

پارک ساحلی زرین شهر بوستان ملت، پارک شاهد، پارک لاله، پارک صدرا، پارک رضوان، پارک جوان، پارک گلها، پارک رجا، پارک حریت و...





اصفهان
اِصفَهان شهری باستانی-گردشگری در مرکز ایران است. این شهر مرکز استان اصفهان و نیز مرکز شهرستان اصفهان است. اصفهان سومین شهر پرجمعیت ایران پس از تهران و [[مشهد] است.این شهر در میان سال‌های ۱۰۵۰ تا ۱۷۲۲ میلادی به ویژه در قرن شانزدهم میلادی در میان حکومت صفویان هنگامی که برای دومین بار (پس از دوران سلجوقیان) پایتخت ایران شد، رونق فراوانی گرفت. حتی امروزه نیز شهر مقدار زیادی از شکوه گذشته خود را حفظ کرده‌است. بناهای تاریخی متعددی در شهر وجود دارد که تعدادی از آن‌ها به عنوان میراث تاریخی در یونسکو به ثبت رسیده‌اند. اصفهان در سال ۲۰۰۶ به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام و در سال ۱۳۸۸ به عنوان پایتخت فرهنگ و تمدن ایران اسلامی انتخاب شد. این شهر به داشتن معماری زیبای اسلامی و بسیاری از بلوارهای زیبا، پل‌های سرپوشیده، کاخ‌ها، مسجدها و مناره‌های منحصربفرد معروف است. این امر باعث شده‌است که در فرهنگ ایرانی اصفهان، نصف جهان لقب بگیرد. میدان نقش جهان یکی از بزرگترین میدان‌های دنیاست و نمونه برجسته‌ای از معماری اسلامی است که توسط یونسکو به عنوان میراث جهانی ثبت شده‌است.




نام‌های پیشین

از روزگاران کهن تا کنون به نام‌های: الیهودیه (که وجه تسمیه الیهودیه آن بود که در زمان بخت نصر، یهودیان را از بابل کوچ داده و در این مکان ساکن کرده بودند)، صفاهان، صفویان، جی، رشورجی، سپاهان، سپانه، شهرستان، صفاهان، صفاهون، گابا، گابیان، گابیه، گبی، گی و نصف جهان سرشناس بوده‌است.پس از فتح توسط اعراب مسلمان و چون در عربی حرف «پ» وجود نداشته بمرور زمان با لهجه و حرف «ص» بصورت «اصفهان» تلفظ گردید.

بیشتر نویسندگان بر این باورند که چون این ناحیه پیش از اسلام، به ویژه در دوران ساسانیان، مرکز گردآمدن سپاه بود و سپاهیان مناطق جنوبی ایران، مانند بختیاری، فارس، خوزستان، سیستان و... در این ناحیه گرد آمده و به سوی محل نبرد حرکت می‌کردند، آنجا را «اسپهان» گفته، سپس عربی شده و به صورت «اصفهان» درآمده‌است.

این شهرنام‌های کهن‌تری هم دارد که با نام کنونی آن، هیچ‌گونه پیوندی ندارد، مانند: گابیان، گابیه، جی، گبی، گی، گابا.

برخی اصفهان را معرب (عربی شده) اسپهان یا سپاهان می‌نامند به معنی جایگاه سپاه. شاید در ایران باستان این شهر محل تجمع سپاه بوده گه این چنین نامیده شده‌است. زمانی که کورش بزرگ بابل را گرفت و یهودیان رااز اسارت نبوکدنصر شاه بابل، نجات داد شماری از آن‌ها به ایران آمدند و در این منطقه که به دارالیهودیه نامگذاری شد اسکان یافتند.




تاریخچه

در طول تاریخ به آسانی نمی‌توان رد شهر اصفهان را به طور پیوسته دنبال نمود. هر چند اصفهان در مرکز فلات ایران قرار داشت. به علت آن که در دوران پیش از اسلام گرانیگاه شاهنشاهی‌های هخامنشی تا ساسانی، قلمرو غربی این شاهنشاهی‌ها و به ویژه میان‌رودان بود، این شهر در کانون توجه این دودمان‌ها قرار نداشت. در طول تاریخ تا دوران اسلامی می‌توان در محل فعلی شهر اصفهان ردپای شهرهای مختلفی تحت نام‌های مختلف، محل‌های مختلف و حتی مردمان متفاوتی را پی‌گیری نمود. در دوران ساسانیان به دستور یزدگرد اول یک پادگان نظامی احتیاطی برای آموزش و اعزام نیروی کمکی احداث گردید - بغیر از این پادگان نیز سه مرکز نظامی در (مرو) و (گرگان) و (تیسفون) نیز بوجود آمده بود. این مراکز دارای نیروی ثابت بوده و فقط «سپاهان» برای تعلیم و اعزام نیروی کمکی پیش بینی شده بود.

اصفهان کنونی در قدیم گابای (جی) نام داشت و در آغاز مرکز قبیله پَرِتاکِن (که نام فریدن از آن به‌جا مانده) بوده‌است.

پارتاکن یکی از قبایل بختیاری باستان بوده و در فریدن کنونی که در حال حاضر بخشی از آن بختیاری نشین است سکونت داشته‌اند و فریدن در زمان رضاشاه از استان بختیاری جداشد و ضمیمه اصفهان گردید. بنابراین نباید نام پارتیکن را جزو پیشینه اصفهان ذکرنمود. به نظر می‌آید نام اسپهان (به معنی جایگاه ارتش) از روزگار ساسانیان به بعد جایگزین نام گی شده‌باشد. آن‌گونه که در سرگذشت‌نامه‌ها آمده، سواره‌نظام ساسانی به هنگام صلح در سبزه‌زارهای پیرامون اسپهان به‌ویژه در بخش غربی این شهر تا دامنه‌های کوه‌ها و سرچشمهٔ زاینده‌رود استقرار می‌یافت. اسپهان از آن‌جا که ولیعهدنشین ساسانیان بود امتیازی نسبت به شهرهای ایران آن زمان به‌دست‌آورد. در زمان ساسانیان گاه اسپهان و گاه ارمنستان ولیعهدنشین شاهنشاهی ایران بود ولی اسپهان این امتیاز دیگر را نیز داشت که نشیمن‌گاه و قلمرو نفوذ واسپوهران یا اعضای هفت خانواده بزرگ ایرانی صاحب نفوذ در پادشاهی نیز بود.

هر چند در دوران اسلامی منطقه جغرافیایی اطراف شهر نام اَسپاهان که نام تقسیم بندی حکومتی زمان ساسانیان بوده‌است را حفظ کرده‌است. در هنگام حمله اسکندر مقدونی به ایران، این شهر مرکز گابیوه بوده‌است و از آن تحت عنوان گابای یا تابای نام برده شده‌است.




سده‌های نخست اسلامی

در سده‌های آغازین اسلامی، منابع اسلامی از دو شهر در مکان فعلی شهر اصفهان نام می‌برند؛ شهری بنام جَی در مکان فعلی محله جی و دیگری شهری در سه کیلومتری غرب جی با نام یهودیه که جمعیتی قابل توجه از یهودیان را در خود جای داده بود. نام جی بعدها به شهرستان و تغییر پیدا کرد و از یهودیه با عنوان جهودستان نیز یاد شده‌است. عرب‌ها اسپهان را در سال ۲۳ هجری تصرف کردند و این شهر نیز مانند دیگر شهرهای ایران تا آغاز سدهٔ چهارم هجری زیر سلطهٔ اعراب قرار داشت. در زمان خلیفه منصور عباسی در دهکدهٔ خشینان (احمدآباد امروزی) کاخی بزرگ بنا شد و بارویی به گرد شهر اصفهان کشیده‌شد و خشینان به جویباره (یهودیه) پیوسته‌شد.




دیلمیان

در سال ۳۱۹ ه. ق. مردآویج زیاری با سپاهش از گیلان، اصفهان را آزاد کرد و این شهر را به پایتختی برگزید و جشن سده را با شکوه بسیار در این شهر برپا کرد. در سال ۳۲۷ قمری این شهر به دست رکن‌الدوله دیلمی افتاد که وی نیز اصفهان را پایتخت خود قرار داد. پس از آن شهر اصفهان پیشرفت پیشین خود را بازیافت و کانون گرد هم آمدن دانشوران و سرایندگان شد.





دوره سلجوقی

در بهار ۴۴۲ هجری قمری طغرل سلجوقی اصفهان را پس از یک محاصره طولانی و ویرانگر گشود. البته شهر به زودی به تدبیر ابولفتح مظفر نیشابوری که از طرف طغرل به حکومت اصفهان منسوب شده بود، بازسازی شد، ۵۰۰،۰۰۰ دینار خرج ساخت بناها شد و سه سال از مردم هیچ مالیاتی گرفته نشد. توسعهٔ سریع شهری، مردمی که در جریان درگیری‌ها گریخته بودند را دوباره به شهر کشاند، همچنین طغرل پایتخت حکومتش را از ری به اصفهان منتقل کرد. گسترش شهر در زمان آلب ارسلان نیز ادامه یافت، اما در دوران ملکشاه و وزیر باتدبیرش خواجه نظام الملک طوسی بود که شهر به اوج شکوهش رسید به طوری که جمعیت شهر دو برابر شد و بناهای بسیاری در آن ساخته شد.




دوره صفوی
در سال ۱۰۰۶ هجری قمری شاه عباس صفوی پایتخت صفویه را از قزوین به اصفهان منتقل کرد، مولف عالم آرای عباسی سبب این انتقال را علاقه شاه عباس به طبیعت اصفهان می‌داند. دوری از مرزها، کاهش دادن قدرت قزلباشان، بهبود تجارت و ترس شاه عباس از پیشگویی منجمانی که ماندنش را در قزوین برای جانش خطرناک دانسته بودند از دیگر دلایل ذکر شده برای این انتقال است. گزیدن اصفهان به عنوان پایخت توسط شاه عباس، نتایج مثبتی برای این شهر به بار آورد، مسجدها، آب انبارها و کاروانسراهای بسیاری در شهر ساخته شد، به ابتکار شیخ بهایی شبکه‌های کامل ارتباطی و آبیاری پدید آمد و با بنیان نهادن شهر بازرگانی نجف آباد در چند کیلومتری غرب اصفهان برای تهیه آذوقه شهر، زیربنای زراعی استواری برای پایتخت جدید پدید آمد.

«اصفهان در روزگار شاه عباس اول تا مرگ شاه عباس دوم برتر از همهٔ شهرهای خاورزمین بوده است. در این روزگار، با افزوده شدن کوی‌های (:محلات) چهارگانهٔ (عباس‌آباد، جلفا، گبرآباد و اسپهان) نمای پایتخت صفوی از قسطنطنیه هم بزرگ‌تر و زیباتر بود.»


دوره انقلاب اسلامی و پس از آن
در ۱۴ مرداد ۱۳۵۷ تظاهرکنندگان اصفهانی که برای هفتم کشته شدگان حادثه مشهد به خیابان‌ها آمده بودند و البته برخی شان نیز مسلح بودند بیشتر قسمت‌های شهر را به تصرف درآورند و آیت الله خادمی را که چندی پیش از آن بازداشت شده بود آزاد کردند، ناآرامی‌های دو روزه اصفهان با اعلام حکومت نظامی توسط دولت و با هجوم نیروهای ارتش، پایان یافت. این نخستین بار از سال ۱۳۳۲ بود که در مرکز یک استان حکومت نظامی اعلام می‌شد.




معماری

پیش از اسلام

از دوره قبل از اسلام، چیزی به جز بقایای آتشکده‌ای در کوه آتشگاه، اکتشافات اندکی در تپه اشرف و همچنین پل شهرستان (متعلق به دوران ساسانیان) بجا نمانده‌است که از میان آن سه، تنها بنای برپا و برجا پل شهرستان است.

بیشتر آثار تاریخی بجا مانده در مربوط به دورهٔ اسلامی است. آثاری از تمامی دوره‌های تاریخی پس از اسلام بجا مانده‌است اما بویژه آثار دو دوره باشکوه از تاریخ اصفهان یعنی دورهٔ سلجوقی و دورهٔ صفوی برجستگی ویژه‌ای دارد، که هر کدام دارای ویژگی‌ها و سبک معماری یگانه خود است.





سلجوقیان

معماری سلجوقیان - که بویژه در مسجد جامع نمود می‌یابد - ساده و بی‌پیرایه اما با ظرافت فراوان است. از ویژگی‌های دیگر معماری این دوره سکوت و درونگرایی به دور از هر گونه جلوه‌گری آن است. بجای آنکه بیننده تحت تأثیر آنی آن قرار گیرد، آرام آرام زیبائی و عظمت اسرار آمیز آن را در جای خود احساس می‌کند. برخلاف معماری و هنر دوره صفوی که توجه به جلوه‌های رنگ و نور و چشمگیری و درخشندگی از ویژگی‌های آن است. آرامگاه ملکشاه و سلطان سنجر و خواجه نظام الملک از آثار تاریخی این دوره در شهر اصفهان می‌باشد. یکی از قدیمی ترین شهرهای اصفهان شهر گز در ۱۰ کیلومتری اصفهان است یکی از آثار مهم باقی‌مانده در این شهر مسجد جامع شر مربوط به دوره سلجوقیان است.





صفویان
در سال ۱۰۰۰ هجری قمری بدستور شاه عباس اول پایتخت صفویان به اصفهان انتقال یافت دراین زمان جمعیت اصفهان به یک میلیون نفر رسید وبه شدت از نظر مراکز تجاری وفرهنگی ترقی نمود.عصر صفوی، عصر کمال و شکوفایی نبوغ معماری و شهرسازی در ایران است. هنرمندان شهر جلفای آذربایجان اوج شکوه معماری ایران را در اصفهان به نمایش گذاشتند. زیباترین و با شکوه‌ترین آثار معماری ایران در همین دوره، توسط معماران خلاق و هنرمندی چون محمدرضا و علی اکبر اصفهانی آفریده شد. در زمان شاه عباس اول صفوی پایتخت از قزوین به اصفهان منتقل شد. اصفهان در مرکز امپراتوری صفوی قرار داشت و نسبت به قزوین به خراسان نزدیک تر بود. موقعیت جفرافیایی این شهر موجب افزایش سرعت عکس‌العمل شاه در مقابل تهدیدات ازبکان و عثمانیان بود. شاه عباس بدون ایجاد تفییرات عمده در بخش قدیمی شهر، بخش‌های جدیدی را به آن افزود. میدان نقش جهان، دولتخانه و خیابان چهارباغ در کنار بخش‌های قدیمی شهر ساخته شدند.

از ویژگیهای مهم در شیوهٔ معماری این دوره، علاوه بر استحکام و زیبایی ساختار، درخشش بیان است. در آثار این دوره تابش رنگ و نور، و جذابیت سطوح و شکوه چشمگیر آنها، احساس زیبائی خیره کننده‌ای در بیننده ایجاد می‌کند و طنین رنگها و سطوح مکرر کاشیهای درخشان به منظره‌ای شفاف، مجرد و روحانی تبدیل می‌شود.

معماری این دوره از لحاظ وسعت و کارآیی، بسیار متنوع است و در تمامی ابعاد حیات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مردم حضوری زنده و پویا دارد. باشکوه‌ترین مساجد، عظیمترین میدانها، زیباترین پلها و خیابانها، بزرگ‌ترین بازارها، مدرسه‌ها، و کاروانسراها در این عصر ساخته شد. و همه در نوع خود در اوج کمال هنری، استحکام و کارآیی و بعضی چنان باشکوه و زیبا و کامل، که گاهی نمی‌توان باور کرد که انسانی ناچیز آن را پدید آورده باشد.





جغرافیا

موقعیت جغرافیایی

اصفهان در ۴۳۵ کیلومتری تهران و در جنوب این شهر قرار دارد. شهر اصفهان دارای طول جغرافیایی ۵۱ درجه و ۳۹دقیقه و ۴۰ ثانیه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۲ درجه و ۳۸ دقیقه و ۳۰ ثانیه شمالی می‌باشد. محدوده شهری آن به چهارده منطقه شهری تقسیم می‌شود و در خارج از محدوده شهری نیز از غرب به سمت خمینی شهر و نجف آباد، از جنوب کوه صفه و سپاهان شهر، از سمت شمال به شاهین شهر و از شرق نیز به د شت سگزی منتهی می‌شود.

سطح شهر از سطح عمومی دریاها حدود ۱۵۷۰ متر ارتفاع دارد و در قسمت شمالی و شرقی به کویر محدود می‌گردد و در قسمت غربی و جنوبی نیز به سلسله کوه‌های زاگرس منتهی می‌شود. کوهستان کرکس در پنجاه کیلومتری شمال اصفهان و زردکوه بختیاری در جنوب غربی آن قرار دارد. وجود آبهایی همانند زاینده رود که از زردکوه بختیاری سرچشمه گرفته دلیل پیدایش این شهر می‌باشد. شهر اصفهان بر روی دشتی به نسبت هموار با شیبی در حدود ۲ درصد و به طرف شمال شرقی بنا گردیده‌است. در طی سده‌های گذشته نیز به سبب وجود آب فراوانتر و آلودگی کمتر در سمت جنوب غربی توسعه بیشتری یافته‌است.




تقسیمات کشوری

آب و هوا

این شهر در منطقه‌ای نیمه کویری در مرکز ایران و در کنار زاینده‌رود قرار گرفته که از کوههای مرکزی ایران سرچشمه می‌گیردو به باتلاق گاوخونی می‌ریزد و از مراکز گردشگری، فرهنگی و اقتصادی ایران محسوب می‌شود. زاینده‌رود بزرگترین رود فلات مرکزی ایران از کوه‌های مرکزی ایران سرچشمه گرفته و از میان اصفهان می‌گذرد. همچنین جنگل ناژوان از مناطق خوش آب و هوای حاشیه زاینده‌رود می‌باشد، از دیگرمناطق طبیعی قابل گشت و گذار اصفهان می‌توان به کوه کلاه قاضی و کوه صفه اشاره نمود. منطقه کلاه قاضی یک پارک ملی است با نام پارک ملی کلاه قاضی که محل زیست جانوران زیادی مانند کل، پازن، بز، آهو، و عقاب است.

اقلیم شهر اصفهان در شمال و شرق از منطقه کویری تاثیر گرفته و در جنوب به جهت وجود کوه صفه از هوای خنک تری بهره‌مند است. آب و هوای اصفهان به طور کلی معتدل و خشک است و مقدار بارش باران و برف به نسبت کمی دارد. حداکثر درجه حرارت در تابستان ۴۰ درجه سانتی‌گراد است که تابستانهایی گرم و خشک را می‌سازد.




مردم‌شناسی و فرهنگ
جمعیت

جمعیت این شهر در سال ۱۳۸۵ بالغ بر ۱٬۵۸۳٬۶۰۹ تن برآورد شده‌است. در سال ۱۳۹۰ طبق آمار رسمی کشور، جمعیت این شهر ۱،۷۵۶،۱۲۶ برآورد شده است. اصفهان از دیرباز از مهمترین مراکز شهرنشینی در فلات ایران به شمار می‌رفته‌است. در ۵ دی ۱۳۱۹ در زمان رضاشاه برای اولین بار در ایران به سبک اروپای در اصفهان از مردم سرشماری بعمل آمد و ۲۰۴ هزار و ۶۰۰ تن را ساکن شهر اصفهان گزارش کردند.




زبان

مردم اصفهان به زبان پارسی و لهجه اصفهانی صحبت می‌کنند. از ویژگی‌های لهجه اصفهانی اضافه کردن حرف «س» به آخر واژگان می‌باشد، که به جای واژه «است» استفاده می‌شود. همچنین ارامنه اصفهان نیز به زبان ارمنی سخن می‌گویند.




دین و مذهب

دین اسلام و مذهب تشیع دین و مذهب رسمی اصفهان است ولی از سده‌های پیش ارامنه، یهودیان و سایر اقلیتهای مذهبی نیز در شهر زندگی می‌کرده‌اند. جلفا که در جنوب اصفهان قرار گرفته منطقه‌ای است که بیشتر ارمنی نشین می‌باشد و از منطقه‌های خوب شهر نیز قلمداد می‌شود. اصفهان شهری است که اسلام به صورت تدریجی و آرام آرام به رضا و رغبت از سوی مردم اصفهان پذیرفته شد. یکی از صحابه رسول خدا و از شیعیان امام علی (ع) به نام «عبدالله بن بریر خزاعی» اسلام و را به اصفهان آورد. ورود مذهب تشیع به این شهر در طی چندین دوره زمانی صورت گرفته که مهمترین آن عبارتنداز: هجرت ابن هلال ثقفی از کوفه به این شهر، اقامت و تبلیغ صاحب بن عباد وزیر آل بویه در این شهر، هجرت تبلیغی علامه حلی و شاگردانش به همراهی و حمایت الجایتو (شاه خدا بتده) پادشاه شیعه مغول، و در آخرین دوره در دوره صفویه و هجرت علمای جبل عامل به این شهر، بافت شیعی این شهر به نقطه تکامل رسید.

یهودیان اصفهان از قدیمی ترین اهالی این شهر می‌باشند که در گذشته در محله جویباره (اصفهان) ساکن بوده‌اند ولی اکنون بیشترشان به خارج کشور مهاجرت کرده‌اند، معدود یهودی‌های باقی‌مانده هم بیشتر در خیابان فردوسی ساکن هستند.

«در اصفهان، ارامنه و دیگر شاخه‌های مسیحی، زرتشتیان، بانیان-هندوهای تاجرپیشه- و یهودیان زندگی می‌کردند. اصفهان در جایگاه یک پایتخت و با شکوفایی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی که در روند تاریخی خود داشت، همواره کانون نگرش اقلیت‌ها بود.»




نظرسنجی سال ۱۳۸۹

طی پژوهشی که شرکت پژوهشگران خبره پارس به سفارش شورای فرهنگ عمومی در سال ۸۹ انجام داد و براساس یک بررسی میدانی و یک جامعه آماری از میان ساکنان ۲۸۸ شهر و حدود ۱۴۰۰ روستای سراسر کشور، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در اصفهان به قرار زیر بود:




آداب و رسوم
روز و نماد اصفهان

در بهمن‌ماه سال ۱۳۸۳ پس از پیشنهاد گزینش روز اصفهان از سوی دکتر شاهین سپنتا و استقبال برخی از سازمان‌های غیردولتی اصفهان از این پیشنهاد، تلاشی برای گزینش روز اصفهان آغاز شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۴ پس از فراخوان «هم‌اندیشی برای نام گذاری روز نکوداشت اصفهان» روز «یکم آذرماه» هر سال از سوی بیش از ۳۰ نفر از اصفهان شناسان به عنوان «روز نکوداشت اصفهان» گزینش و تصویب شد و بر اساس پیشنهاد دکتر لطف‌الله هنرفر نگاره تاریخی منقوش بر کاشی کاری‌های سردر قیصریه اصفهان را که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر ماه) طراحی شده‌است، به عنوان نماد اصفهان برگزیدند. دلیل انتخاب آنها این بود که بر اساس مستندات تاریخی زایچه شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) است.

در متن بیان نامه مصوب اصفهان شناسان آمده‌است:

«... از آنجا که احداث باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان به منظور تضمین امنیت شهر تاریخی اصفهان در دوران دیلمیان و در زمان رکن‌الدوله دیلمی (۲۹۲ - ۳۶۶ هجری قمری) صورت گرفت و برپایی این باروی امنیتی به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اصفهان شناخته می‌شود، یاد روز آن رویداد تاریخی از این روی شایسته تر از دیگر پیشنهادها است. همچنین چون در آن زمان برپایی باروی بزرگ اصفهان بر بنیان زایچه این شهر در آذر ماه (برج قوس) صورت گرفت، لذا روز یکم آذرماه هر سال (مطابق با ۲۲ نوامبر) به عنوان روز نکوداشت اصفهان برگزیده می‌شود. همچنین نگاره تاریخی منقوش بر کاشی‌کاری‌های سردر بازار قیصریه اصفهان که با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (آذر ماه) و با محتوایی متعالی طراحی شده‌است، به عنوان نماد این روز گزیده شد.» از آن سال تاکنون، هرساله سازمان‌های مردم نهاد اصفهان و سازمان‌های دانشجویی دانشگاه‌های اصفهان یکم آذرماه را به عنوان روز اصفهان و هفته اصفهان را از یکم تا هفتم آذرماه گرامی می‌دارند. انجمن دوستداران اصفهان نیز شعار «اصفهان برای همیشه، برای همه» را به عنوان آرمان مشترک همه دوستداران اصفهان برگزیده‌است که بر پوسترهای روز اصفهان به چشم می‌خورد.

برخی نیز سوم اردیبهشت را به عنوان زادروز شیخ بهایی، روز اصفهان می‌دانند در حالی که او در روز ۲۶ ذیحجه سال ۹۵۳هجری قمری برابر با ۸ اسفندماه سال ۹۲۵هجری شمسی متولد شده‌است ولی در تقویم رسمی کشور سوم اردیبهشت، روز شیخ بهایی نام گرفته و اخیراً نیز این روز، روز ملی کارآفرینی نامیده شده‌است.




نماد جانوری اصفهان

در سال ۱۳۹۳ قوچ و میش اصفهان با نام علمی Ovis orientalis isphahanica از سوی فعالان زیست محیطی این شهر به عنوان نماد جانوری اصفهان پیشنهاد شد. قوچ و میش اصفهانی که در همه مجامع علمی جهان به نام شهر تاریخی اصفهان شناخته می شود طبق اعلام اتحادیه جهانی حفاظت از محیط زیست (IUCN) در فهرست گونه های آسیب پذیر (VU: Vulnerable) قرار دارد.زیستگاه این زیرگونه خاص در فلات مرکزی ایران در مناطق تپه ماهوری و کوهپایه های استان اصفهان به ویژه پارک ملی و پناهگاه حیات وحش قمشلو، پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی و پناهگاه حیات وحش موته در شمال استان اصفهان است. تاخت و تاز شکارچی ها و شکار بامجوز و بدون مجوز یکی از مهم ترین عواملی است که قوچ و میش اصفهانی را به عنوان یک زیر گونه آسیب پذیر در لیست قرمز معرفی کرده است و طبق مطالعات انجام شده، چرای بیش از حد دام، تصرف و تغییر کاربری اراضی، فعالیت نیروهای نظامی در داخل منطقه و عبور کنار گذر غربی اصفهان و شهرک های صنعتی واقع در شمال و شرق پناهگاه حیات وحش قمشلو از مهمترین عوامل تهدید زیستگاهی برای این گونه منحصر به فرد به شمار می آید .
12:49 am
معني لغوي شادي و تفريح

الفاظ شادي در قرآن
شادي و نشاط در قرآن كريم اغلب با الفاظي هم‌چون فرح، فرحوا، تفرح، تفرحوا، تفرحون، يفرح، فرحون و فرحين آمده است.





معني لغوي فرح
فرح مخالف حزن و اندوه است و عبارت است از لذت قلب و روح از رسيدن به آن‌چه ميل دارد و فرح شرح صدر است به سبب لذت زودگذر كه اكثراً درباره‌ي لذات حسي و دنيوي صدق مي‌كند. انواع فرح در قرآن در چند معنا به كار رفته است: 1. سركشي و بدمستي كه درباره‌ي آن خداوند مي‌فرمايد: « ان‌الله لا يحب‌الفرحين » 2. خوشنودي و رضا كه خداوند مي‌فرمايد: «كل حزب بمالديهم فرحون»3. شادماني و خوش‌حالي كه در اين باره خداوند مي‌فرمايد: «فرحين بما آتاهم من فضله» در همه‌ي موراد «فرحين» به معناي آنان كه شاد و مسرورند، آمده، اما در جايي از قرآن مهر و محبت الهي نسبت به تعريف «فرحين» نفي شده است و اشاره شده كه «فرحين» از محبت خداوند دور شده‌اند،كه اين سوره درباره‌ي قارون است. وي از طرف فرعون بر بني‌اسرائيل حكومت مي‌كرد و هنگامي كه بني‌اسرائيل در مصر بودند بر آ‌ن‌ها ستم مي‌كرد. خداوند به او گنج‌هايي داده بود كه كليدهايش را گروهي از مردان نيرومند به دشواري حمل مي‌كردند. بني‌اسرائيل به قارون گفتند: «به سبب گنج‌ها سبك‌سري و شادي مكن كه خدا مردمي را كه اين‌‌چنين باشند دوست نمي‌دارند.»در اين‌جا كلمه‌ي «فرح» به معناي «بطر» تفسير شده وليكن «بطر» لازمه‌ي فرح و خوش‌حالي از ثروت دنيا است. البته منظور فرح مفرط و خوش‌حالي بيش از حد كه از آخرت را از ياد مي‌برد.چنين فرحي چون مانع از محبت خداوند است، نهي شده و در اين‌جا «فرحين» به معناي «اشرين» و «بطرين» است يعني كساني كه شكر خداوند را به خاطر آن‌چه بر آن‌ها عطا فرموده، به جاي نمي‌آورند.به خاطر وابستگي به متاع دنيوي و لذات نفساني آن‌قدر در رسيدن به اين لذات غوطه‌ور شده كه از توجه به اعمال صالح و تلاش براي انجام آن بازمانده است.نوع ديگري از شادماني كه در قرآن به عنوان فضيلت اخلاقي از آن ياد شده، شادماني به خاطر فضل و بخشش الهي است. اين نوع شادي از بهترين انواع شادي‌ها محسوب مي‌شود. خداوند مي‌فرمايد: «قل بفضل‌الله وبرحمته فبذلك فليفرحوا هو خير مما يجمعون.»

در اين آيه خداوند عالم خطاب به بنده‌اش نه تنها شادي به واسطه‌ي فضل و رحمتش را امر فرموده بلكه به وي تأكيد فرموده كه: شاد باش.

برخي گفته‌اند، منظور از فضل خدا، دين اسلام است كه شامل همه‌ي پيروانش مي‌گردد، بنابراين يك فضل عام است و رحمت خداوند همان قرآن و تعاليم آسماني آن است كه اين فضل خاص است و شامل حال برخي مسلمانان مي‌شود.



تعريف شادي و ضرورت آن از ديدگاه روان‌شناسي و جامعه‌شناسي
روان‌ انسان در مقابل عوامل بيروني و دروني، واكنش‌هاي مختلفي از قبيل شادي و خوش‌حالي، خشم، تنفر، ترس و اندوه از خود نشان مي‌دهند كه به آن‌ها «هيجان» مي‌گويند. اين هيجان‌ها بسته به عوامل پديد‌آورنده و نيز ديدگاه ما و انديشه‌هاي انسان، گاه مثبت‌اند و گاه منفي، يكي از اين جنبه‌هاي هيجان «شادي» است، كه با واژه‌هايي چون سرور، نشاط، وجد، سرخوشي، مسرت و خوش‌حالي هم‌معناست.

شادي احساس مثبتي است كه زندگي را شيرين مي‌كند. شيرين بودن شادي، تجربه‌‌هاي اجتناب‌ناپذير زندگي مثل ناكامي، نااميدي و عاطفه‌ي منفي را خنثي مي‌كند و به ما كمك مي‌نمايد تا سلامت رواني خود را حفظ كنيم. مي‌توان گفت يكي از فوائد شادي، آرام‌بخش بودن آن‌ است.

شادي اشتياق ما را به انجام فعاليت‌هاي اجتماعي تسهيل نموده و لبخندهاي شادي تعامل اجتماعي را تسهيل مي‌كند. بنابراين يكي ديگر از فوايد ابراز شادي، چسب اجتماعي بودن آن است كه روابط را به هم مي‌چسباند.

شادي براي انسان يك ضرورت است كه با آن زندگي معنا مي‌يابد و عواطف منفي، مثل ناكامي و نااميدي، ترس و نگراني، بي‌اثر مي‌شود. در پرتو شادي است كه انسان مي‌تواند خويش را بسازد و قله‌هاي سلوك را چالاكانه بپيمايد و در اجتماع، نقش سازنده‌ي خود را ايفاء نمايد. ارسطو گفته است: «شادي بهترين چيزهاست و آن قدر اهميت دارد كه ساير چيزها براي كسب آن هستند.»

اهميت شادي تا حدي است كه مي‌تواند بيماري‌هاي صعب‌العلاج جسمي را درمان كند، يك جراح معروف طي مقاله‌اي نوشت: «شادي نه تنها جلوي بسياري از بيماري‌هاي ناشي از ناملايمات را كه در قرن حاضر زياد است مي‌گيرد. بلكه شادي حتي قادر است جلو رشد و نماي بيماري سرطان را كه در كمين است، نيز بگيرد.»
يكي از محققين درباره‌ي تأثير شادي و طرب در زندگي مي‌نويسد: «آن كس كه داراي قلب طرب‌ناك است، همه‌ي عناصر جهان و پديده‌هاي آن را در حياتي پُرشور و جنبشي با نشاط حس مي‌كند و حس زنده‌انگاري را در خود پرورش مي‌دهد و همه‌ي هستي را در شور و طرب به نظاره مي‌نشيند و از اين منظر اميد و شوق به پيشرفت و تعالي را در خود باز مي‌يابد. انسان طرب‌ناك همه‌ي عناصير هستي را در حيات پُرشور حس مي‌كند و در همه‌ چيز رنگ خدا و معناي ربوبيت را جستجو مي‌كند. قلب طرب‌ناك همه‌ي هستي را در شور و طلب مي‌بيند و با ديدن هر نمودي از نمودهاي هستي به ابتهاج و انبساط روحي دست مي‌يابد. قلبي كه پايگاه عرش الهي و جايگاه نزول رحمت و محبت خداست، آن قلب باطراوت و بانشاط است.»

ضرورت شادي در برنامه‌‌ريزي‌هاي اقتصادي و اجتماعي دولت‌ها نيز خود را نشان مي‌دهند، اگر دولت‌ها به بالا بردن سطح شادي در جامعه توجه كنند، در اجراي برنامه‌هاي خود موفق‌ترند. برطرف كردن غم و اندوه و به وجود آمدن روحيه‌ي شادي براي خانواده و جامعه از جنبه‌ي ديگري هم ضرورت مي‌يابد و آن اين‌كه غم و شادي انسان فقط مربوط به خودش نيست بلكه با شاد يا غمگين شدن يك نفر، تمامي جامعه تأثير مي‌پذيرد، يعني غم يا شادي، فردي نيست و در يك جا باقي نمي‌ماند و به همه‌ي افراد سرايت مي‌كند.

«روپرت شلدريك»
زيست‌شناس مشهور، در كتاب «علم جديد حيات» فلسفه‌ي جديدي را مطرح كرد كه ثابت مي‌‌كند نحوه‌ي تفكر ما نه تنها بر اوضاع و احوال خود ما، كه بر همه‌ي اذهان انسان‌ها در سراسر جهان تأثير مي‌گذارد. وي كه براي اثبات نظريه‌اش از شواهدي علمي و تجربه‌هاي بسياري كمك گرفته، معتقد است: حافظه و شعور انسان تنها در مغزش ذخيره نمي‌شود بلكه چيزي به نام «شعور جمعي»نيز وجود دارد،كه انسان‌ها به وسيله‌ي نيروي خاص با هم در ارتباطند.بنابراين به راحتي مي‌توان به اهميت و ضرورت شادي در سلامت فردي و اجتماعي انسان‌ها پي برد.


جوک
جوک حکایتی کوتاه است که برای خنداندن دیگران گفته می‌شود.
تعریف
جوک عموماً یک پرسش، داستان کوتاه یا توصیف موقعیتی است که به قصد مفرح بودن تعریف می‌شود و برای رسیدن به این هدف از ابزارهایی مانند کنایه، ریشخند و بازی با کلمات استفاده می‌شود. شوخی دستی یا شوخی عملی با جوک تفاوت دارد: در شوخی‌های عملی عنصر خنداننده عاملی فیزیکی است و در جوک، کلامی. به عنوان مثال ریختن نمک در ظرف شکر شوخی عملی محسوب می‌شود.جوک عموماً برای سرگرمی مخاطب گفته می‌شود و عکس‌العمل مطلوب آن خنده است.





اگر جوک خنده‌ای در پی نداشته باشد، بی‌مزه، لوس یا خنک دانسته می‌شود. با این حال مانند اشکال دیگر کمدی، هجو، شوخی و ...جوک گفتن می‌تواند مقاصد دیگری را نیز دنبال کند.



اجزا
شوخی‌های کلامی، به طور کلی، از سه بخش تشکیل شده‌اند:

مقدمه
میانه
لُب مطلب

در مقدمه، زمینهٔ مناسب برای گفتن جوک آماده می‌شود. این زمینه انتظاراتی ایجاد می‌کند که قرار نیست برآورده شوند. میانه به صورت مکالمه است و لب مطلب (Punchline) در پایان می‌آید و خنده را در پی دارد.



قدمت
جوک دست کم از سال ۱۹۰۰ پیش از میلاد بخشی از فرهنگ بشر بوده است. براساس مطالعه‌ای که دکتر پل مک‌دونالد از دانشگاه ولورهمپتون انجام داده، قدیمی‌ترین جوک شناخته شده، متعلق به دوران سومریان است و از دستهٔ جوک‌های باد معده‌ای است. اخیراً سندی به نام «دوست‌دار خنده»کشف شده است که با استناد به آن می‌توان درکی از مفهوم جوک در دوران باستان به دست آورد. این کتاب که به زبان یونانی و احتمالاً در سدهٔ سوم یا چهارم پیش از میلاد به قلم هیروکلسو فیلاگریوس نوشته شده و مشتمل بر ۲۶۰ جوک است.
ساعت : 12:49 am | نویسنده : admin | مطلب قبلی | مطلب بعدی
تی فان | next page | next page